کارگران نساجی از پاس‌کاری مسئولان خسته شده اند

وقتیکه کارگری می بیند امروز اجاره تولید کارخانه اش بستگی به اجازه تفکرات سیاسیونی قرار گرفته که حداقل بعد از انقلاب طعم نخوردن و نیاشامیدن را نچشیده اند.

وقتیکه کارگر به کارخانه اش نگاه میکند که امروز قسمتی از آن به تله ای از خاک تبدیل شده است و زمینهایش از قیمت طلا و جواهر هم بالاتر رفته است و علیرغم وعده قبلی ها که ایجاد اشتغال خواهند کرد و آب از آب تکان نخورده است.

وقتیکه کارگر نان شب ندارد، لباس خود و زن و بچه اش دسته چندمی میشود، فرزند دانشجواش که بخاطر دست ها و جیب خالی پدرش و باغرور شکسته او ترک تحصیل میکند و به سیگار فروشی کنار خیابان روی می آورد.

وقتیکه به پایه های لرزان زندگی زوجان جوان نگاه میکنی که در این کارخانه نه تنها امنیت شغلی ندارند بلکه در اجتماع هم بعلت نداشتن ترد میگردند و اعتبار خود را در بین کسبه محل و بازار از دست میدهند.

وقتیکه کارگران نساجی میگویند بعلت سو مدیریت و حضوران مدیران دولتی 15 سال است که این وضعیت در مازندران سیر نزولی داشته است و فریاد رسی پیدا نمی شود.

وقتیکه کارگران میگویند علیرغم قول ریاست محترم جمهور در سفر اول خود به مازندران مبنی بر احیای نساجی مازندران اندرخم سلیقه ها و تنگ نظری ها می ماند.


وقتیکه کارگران میگویند علیرغم تعهدات سرمایه گذار خارجی که معوقات را پرداخت نماید و پرداخت نمی گردد.

وقتیکه کارگران میگویند از وعده و وعید مسئولان و پاسکاریها خسته شده اند و این خستگی نفس آنان را بریده است.

وقتیکه کارگران می گویند ماههاست حقوق نمی گیرند و عده ای تازه به استخدام کارخانه در می آیند و خود را مالک اصلی می نامند.

وقتیکه امام جمعه شهر بر مسئولین تکلیف می کند که اگر کارخانه خصوصی است بخش خصوصی چرا پاسخگو نیست و اگر دولتی است چرا دولت مداخله نمی کند؟

وقتیکه کارگر می بیند مطالبات آن از طریق تسهیلات بانکی و فروش ماشین آلات تامین می گردد.

وقتیکه کارگر جوابی از فرماندار، نماینده مجلس، استاندار نمی شنود و مات و حیران می ماند.

/ 0 نظر / 13 بازدید