واقعیت ها ورویاهای اشتغال در مازندران

دراین جلسه تاکید گردید که کلیه ادارات موظفند که نیروهای پیمانکاری را در لیست اشتغال قرار بدهند وبرسازمان تامین اجتماعی تکلیف گردید که نسبت به ارائه لیست بیمه کارگران از سوی کارفرمایان سخت گیری نشود تا شاید آمار اشتغال در استان بالا برود واین استان سرشار ازنعمت‌های خدادادی در کمال آرامش زمان را بگذراند.
اصرار به بالابردن آمار وعبور از عدالت اجتماعی به چه معنا است ووقتی رهبرعزیزمان فرمایش می‌کنند که عدالت رانباید فدای توسعه کرد ازخود پرسیده‌ایم که تکلیف ما چیست؟
ما درمقابل هزاران کارگری که در بد‌ترین وسخت‌ترین شرایط کار که آبستن خطرات جبران ناپذیر است در آینده‌ای که خود خبر از آن نداریم که چگونه از این دنیا رخت خواهیم بر بست واقعا چه پاسخی خواهیم داشت؟
البته حضور مستمراستاندار محترم مازندران وتاکید بربرگزاری جلسات هفتگی کارگروه اشتغا ل وسرمایه گذاری وایجاد اهرم فشار برمدیران در نوع خود کم نظیر است ولی باید پذیرفت که ۶ماه از سال گذشت وارائه کارهای فصلی ومقطعی نمی‌تواند چاره ساز مشکلات اشتغال در استان باشد.
وقتی معاون سیاسی وامنیتی استانداری مازندران اعلام مینماید که در شش ماهه اول سال نزدیک به 30 میلیون مسافروارد این گستره یعنی مازندران شده اند وهیچ خروجی قابل قبولی برای اشتغال بوجود نیامده است به ایراداتی برمیخوریم که واقعا مسئولین باید ریشه نقاط ضعف وکم کاری را بحساب دیگران ننویسند .
گرچه ما هرساله شاهد این خیل عظیم گردشگرهستیم و بیان این موضوع کار تازه ای نیست .
قطعا میدانیم که با ورود هر مسافر وگردشگر میتوان برای ده نفر ایجاد اشتغال نمود وبا واردات هر کالا متقابل به همین مقدارشغل از بین خواهد رفت.
حضوربیش از 30هزارنیروی کار افاغنه در مازندران آنهم با سنین پائین آیا فرصت شغلی را ازجوانان این مرزوبوم نربوده است.تعطیلی کارخانجات وتعدیل نیروی کاردر این استان وکشورچه چیزی را نشان میدهد؟
البته نباید کتمان کرد که اشتغال برآیند همه فعالیت های اقتصادی دستگاه های مختلف بوده و در حال حاضر نیز فصل مشترک عمده ترین دغدغه های دستگاه های اقتصادی و اجرایی مملکت می باشد .
باید پذیرفت که ظرفیت ها و منابع مالی لازم به منظور ایجاد اشتغال در استان وجود دارد اما متأسفانه به علت عدم استفاده بهینه از منابع موجود ، ضعف مدیریتهای اجرایی در کشف ظرفیت ها و قابلیت های بومی منطقه ای و تعامل ضعیف دانشگاه و صنعت از یک طرف و تعاملات قهرآمیز تشکلهای کارفرمایی و کارگری با دولت شرایط مطلوبی را متناسب با ظرفیت های موجود در ارتباط با تحقق اهداف اقتصادی و آرمان های عدالتخواهی فراهم نکرده است.
نرخ بیکاری واقعی به علت بیکاری های پنهان ، همچنین بیکاری های ساختاری که عمدتاً ناشی از عدم آموزش‌های مهارتی معطوف به نیازهای واقعی بازار کار می‌باشد در صورت اصلاح مدیریت منابع انسانی در قلمرو دانشگاه‌ها،‌ مدارس متوسطه و هنرستان‌ها و نهادهای غیر رسمی آموزش‌های حرفه‌ای مشروط به تجدیدنظر ساختاری با هدف تربیت نیروی انسانی ماهر متناسب با نیازهای بازار کار قابل کنترل و خروج از وضعیت بحرانی است که باید در استان مازندران بطور جد به آن توجه کرد.
خدایا چنان کن سرانجام کار توخشنود باشی وما رستگار

 

/ 0 نظر / 8 بازدید