بیکارانی که سرکارند

بدون شک ،خوب می دانیم که وضعیت کار و تولید محصولات صنعتی کشاورزی و حتی فعالیت های خدماتی در کشورها به عوامل مختلف از جمله فناوری سرمایه گذاری تحقیقات ارتباط صنعت دانشگاه و بازار مناسبات سیاسی اقتصادی بین المللی و به ویژه میزان رشد جمعیت نیروی جوان و در جستجوی کار و حتی رشد اقتصادی وابسته است .
البته این همه عوامل نیست هم چنانکه اگر بگوییم سیاست های جاری و قوانین و سیاست های پولی و مالی سیاست های ارزی صادراتی و وارداتی سیاستهای گمرکی و... دهها مورد دیگر باز هم همه عوامل کار آفرینی در کشور را نگفته ایم چرا که کار به مجموعه ای از فکر و علم و فرهنگ و قوانین امروز و دیروز یک کشور باز می گردد که نمی توان به سادگی یک عامل را اصل تام و تمام برای تولید کار با مشکلات بیکاری برشمرد.
ولی آنچه این روزها می توان درباره آن سخن گفت این است که فصل پائیز زمستان و رواج بیکاری فصلی سبب می شود که جمعیت بیشتری از افراد جامعه بیکار باشند اما پذیرش یک موضوع هم بسیار سخت و تلخ تر می شود که بشنویم و بخوانیم آمارهایی در کشور مطرح می شود که بیکاری را تا مرز تک رقمی شدن شمار بیکاران کشور کاهش می دهند!
پس این نکته حساسترین نکته ای است که در جامعه انبوهی از بیکاران و افراد جویای کار با آن مواجه می شوند.
متاسفانه برخی از آنها به واسطه بیکاری و از سر ناچاری دست به هر جرم و جنایت و کارهای پست و حتی بزه های اخلاقی می زنند.
اما در مقابل عده ای از مسئولان با چشم بستن بر واقعیت های جامعه آنچنان وضعیت را مطلوب معرفی می کنند که خود بیکاران هم به شک و تردید گرفتار می شوند که نکند واقعا کار دارند و خودشان از آن غافل هستند و اگر زندگی آنها و شرایط تلخ بیکاری آنها دروغ نیست پس این رسانه ها چیست که می گویند ! آیا واقعا من بیکارم ! یا واقعا کار خوب و با حقوق و درآمد کافی برخوردارم کارگران فراوانی که از ورشکستگی کارگاه یا کارخانه و شرکت محل فعالیت خود بیکار شده اند آنها هم گرفتار توهم شده اند.
زیرا آمارهای رسمی نرخ دیگری را اعلام می کنند!
از طرف دیگر مسئولان و قانونگزاران مدعی هستند برای حمایت از کار و تولید بهترین قانون در اختیار ماست ولی مشخص نیست چرا این قانون حمایتی در حاشیه قرار دارد و آنچه در متن است مشکلاتی است که تولید کننده ها و کارگران قادر به فرار از آن نیستند. اما وقتی که تولید زمین می خورد همه از سر دلسوزی از واردات بیش از حد و اندازه طبیعی به ویژه از کشورهای همانند چین اعتراض می کنند.
وقتی تولید در کشور نباشد کارگران بیکار باشند و در بازار هم نیاز و تقاضا وجود داشته باشد سود فعالیت ها در جیب واسطه های وارد کننده کالا قرار می گیرد و مردم هم چاره ای جز استفاده از کالاهای خارجی ندارند و این گردش بیمار بیکاری نبود تولید و تقاضای بازار مصرف و در نهایت واردات کالای مصرفی همواره در حرکت است که در درون خود حجم وسیعی از مشکلات اجتماعی اقتصادی سیاسی فرهنگی پدید می آید که هیچ دولت و کشوری هم نمی تواند در مقابل جان به لب رسیده لشکر بیکاران کاری از پیش ببرد.
ریشه های بیکاری را باید در رکود تولید در کشور جستجو کرد در حالیکه بر اساس اصل چهل و سوم قانون اساسی تامین استقلال اقتصادی ریشه کن کردن فقر و محرومیت و ریشه های اصلی هدف اقتصاد در جمهوری اسلامی است در حالیکه در بند دو این اصل به طور قطعی اعلام شده که تامین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه حتی از راه اعطای وام به افراد کارآفرین یا در جستجوی کار تاکید شده است .
در چنین شرایطی که بحران بیکاری خطرناک ترین حربه بر ضد کشور و نظام به شمار می رود هرگونه تصمیم غلط یا سخن گفتن اشتباه که منجر به افزایش شمار بیکاران و ورشکستگی کارخانجات شود خیانتش کمتر از توطئه گران سیاسی و به اصطلاح برانداز نیست زیرا برانداز واقعی آن کسی است که به تولید و اقتصاد کشور ضربه می زند و این مشکلات در زمینه های سیاسی خود را نشان می دهد.
وقتی در قالب آمارها بیان می شود که ۳۰۰ تا ۴۰۰ واحد تولیدی صنعتی در کشور دچار بحران هستند چرااین مساله دولت و مجلس را نگران نمی کند که لایحه دو فوریتی ببرند تا مشکل نرخ ارز و مساله کارگری مطالبات سازمان تامین اجتماعی از کارخانه ها را حل کنند.
فرامرزدرخشنده سرپرست روزنامه کاروکارگراستان مازندران

/ 0 نظر / 8 بازدید