بایدبلندشدوایستاد!

باید بلند شد وایستاد و در این ایستادگی برای کسانی قلم زد که زبانی برای گفتن ندارند و اگر هم بگویند از قوت خود لا قوت میشوند .

باید بلند شد و دست در دست کسانی گذاشت که امروز دست خالی به بیت خود میروند واز حداقل ها محرو مند.
باید بلند شد و ایستاد بخاطر فائزه کوچولویی که دادمیزند به کی بگم بابام چند ماه است که حقوق نگرفته است.
باید بلند شد و ایستاد و نوشت کارگران قربانی دلالی واسطه گریی و سیاسیون هستند.
باید بلند شد و ایستاد و از دلتنگ هایی امید علی نوشت.

باید بلند شد و ایستاد و نوشت فاصله فقر و غنا بیداد میکند وعده ایی سر بی شام بر زمین میگذارند وعده ایی در تالار ها ومتینگ ها خرج های چندصدمیلیونی میکنند وآب تودل کسی تکان نمیخورد.
بایدبلند شد ونوشت برای کسانی که در این مملکت بالاترین هزینه را برای درمان خود و عزیزان خود میدهند و هرچه اندوخته دارند باید بدهند تا نفسی بدون درد بکشند.
باید بلند شد ایستادو سوزنی به دیگران زد که دم از عدالت اجتماعی میزنند وکارگران این طعم را نچشیدند و غریبه ایی بیش نبودند.

باید بلند شد وایستاد تا سر نوشت خودمان را به دست خود مان رقم بزنیم و همت بلند داریم و سرافرازانه زندگی کنیم زیرا وعده پروردگار دروغ نیست واین دنیا روز ی توسط فقرا اداره خواهد شد.
بایدبلند شد وایستاد و فریادکارگران نساجی ،چیت سازی،حریرقائم شهر،خزرخز،افشره،گونی بافی،فرش البرزبابلسر،فیبربابلسر،ذغال سنگ البرز مرکزی،کولر گازی ایران ،نساجی چوخا،چل الکتریک ،ریسندگی چل و... شد و با جان تازه ایی این کالبد بیمار را از بستر بلند کرد و پنجره دل را به سوی صاحب اصلی باز کرد واز او مدد خواست که فرج نزدیک است.

باید بلند شد وایستاد و تکیه زد به قامت خمیده بازنشسته گانی که در زمان خود راست قامتان تاریخ جبهه و جنگ و سنگر تولید بودند و از این خانواده بیشترین شهید وجانباز را به انقلاب هدیه نمودند و امروز در بدترین شرایط معیشیتی قرار دارند و پیش نوه ها وعروس وداماد خود شرمنده وخجول.
باید بلند شد و ایستادو عالمی دگر ساخت و با اعتقاد بدانیم و بگوییم که همدلی از هم زبانی بهتر است.

باید بلند شد و ایستاد برای خدمتی دیگر برای کسانیکه در شبهای عزیز قدر واین شب های عزیز دست بر آسمان شدند تا این کمترین فرصت دیگری برای خدمت گذاری به این قشر محروم پیدا کند.
خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

/ 2 نظر / 8 بازدید

خدارراشکر پروردگارا تر به ناله های زینب این زبان صادق ما کارگران را برایمان زیر سایه بخشنده ات برایمان نگهدار،آقای درخشنده دستانت را میبوسم چون سالها برای محرومین نوشتی.ارادتمند صفایی کارگر بازنشسته نساجی مازندران

پالندی

در روستایمان مادر بزرگی داریم که زمان خود مردم محل سلامتی خودشون وبچه هاشون کاسه گندم یا برنجی رو سر می گردوندن وصدقه می دادن تا اون وبچه هاش بخورن اینطور روزگار به سر می بردتاجنگ شد پسر کوچکش که حالا مردی شده به سن خدمت رسید رفت وسلامتی سر مردمش کار دیگر کرد و برنگشت البته چرابرگشت ولی من ندیدم بچه بودم می گفتن غرق خون بود من موندم بهای شکم نیمه سیرش سلامتی بچه های محل بود بهای خونش چی بود؟باز سلامتی بچه های محل؟... مامسئول هستیم متعهدیم به ایستادن بلد هم هستیم یادهم گرفتیم کلاسها رفتیم آزمونها پس دادیم اما چاره نداریم جز نون در خون بزنیم وبخوریم گاهی خون شهیدی و وقتی هم خون دل خودمون ...هیچوقت هیچ شرایطی فراهم نشد تا گوشها یاعلی این جوانان را بشنودجوانانی که پا بدهد تا خون می روند کسی نیامده بگوید عمری هزینه دولت وخانواده نتیجه این می شود ساختن ایرانی آباد...پایدار باشید