دلالانی که برای کارخانجات تصمیم گیری می کنند.

نه اینکه بعضی ازکارگران ماههاست حقوق دریافت نمیکنند (شرکت شیمیایی کرم کمیکال،روغن شکوفه بابل،کارگران نساجی مازندران،گونی بافی،نساجی بابکان، و....) ومگرنه اینکه واردات کمر کارخانجات کشور واستان را خم نموده است وکارخانه جنا بعا لی هم مستثنی از این مورد نبوده است ،مگر نه اینکه بهره های بانکی امان کارفرمایان و صاحبان سرمایه را بریده است ،مگر نه اینکه سؤمدیریت بلای جان کارخانجات ومنجر به خانه نشینی هزاران ،هزار کارگرنشده است ،مگر نه اینکه مسافرت های خارج از کشور چه بصورت فردی وچه بصورت گروهی واتوبوسی مدیران ازجیب کارگران هزینه های گزافی روی دست شرکت نگذاشته است وبا دریافت حقوق ها واضافه کاری ها سفره کارگران خالی وخالی تروچهره مدیران سرخ وسفیدتر نموده است،مگر نه اینکه به بهانه طرح توسعه کارخانه وبنگا ههای زود بازده وسرازیرشدن ثروت به جیب عده ای خاص واز ما بهتران، رخ کارگر زردو زردتر شده است،مگر نه اینکه همیشه گفته اید که مشکل فروش داریدوخود با زیرکی کار فروش محصولات کارخانه و سود آ ن را به جیب میریزیدودرصد های چند میلیونی را از حق کارگر میگیریدو علیرغم تقاضا خریداربرای چند صد تنی از این محصولات این کارخانه اعلام میدارید که در انبار موجودی ندارید واگر نیاز به محصول این شرکت دارید باید با فلان شرکت وارد مذاکره شوید و وقتی خریدار با این شرکت صوری وارد مذاکره میشود آنها اعلام میدارند که اگر از محصولات این شرکت میخواهید باید سه ماه صبر کنید که شرکت محصول خود را تولید کند.
ودر همین زمان دلال هایی که از شما خط وخطوط میگیرندو سرمایه آنان از شماست ،اعلام میدارند که به هر مقدار از این محصول بخواهید به شما در محل با قیمت مشخص آنهم قیمتی که شما مشخص کردیده اید و از قیمت کارخانه پایین تر است تحویل میدهند.

نمیدانیم قسم حضرت عباس شما را باید قبول کنیم یا دم خروس را،اگرهمه این مسائل در روزنامه کاروکارگر خلاصه میشود پس ریشه این همه رانت ویکشبه به همه چیز رسیدن یک عده چیست؟و اگر دلتان میخواهد کسی از کارگر ها نفهمد که در شرکت آنها چه میگذرد حق دارید که تنها روزنامه ای که زبان گویای قشر کارگر وتولید گر واقعی است قطع نمایید.

واگذاری فروش محصولات یک کارخانه به دست گروهی تحت عنوان یک شرکتی که درجهت منافع کارخانه حرکت میکند واکثرا از اعضای محترم هیئت مدیره آن شرکت هستند وبا تصمیم گیری می نشینند و درشرایطی که نیاز شرکت جذب مشتری است با بالا بردن قیمت محصول کارخانه چه چیزی عاید این سیستم میگردد ،پولدار پولدار تر میشوند ومتوقف کردن خط تولید ثمره این فکر بکر آن خرید مصرف کننده از محصولات خارجی وواردات است آنچیزی که همیشه دم از آن میزنید.
نداشتن محصولات کارخانه در خود کارخانه وافزایش قیمت این محصول پس از فروش صوری به شرکتی که همه اعضای آن از خودتان میباشند برخلاف آن چیزی است که همیشه عنوان میکنید .

مگر نه اینکه خود اعتقاد داریدباید با واردات مبارزه کردو قیمت تمام شده باید به حداقل برسد تا بتوانیم با بازار جهانی رقابت کنیم .باید پرسید که چگونه است یک عده دلال برای یک شرکتی به این عظمت تعیین تکلیف میکند.

دلالانی که در یک مقطع از حساس ترین برهه از زمان که همه دولت مردان ودلسوزان نظام به فکر هدفمند شدن یارانه هستند این شرکت در یک قیمت پائین از شما بصورت انحصاری خرید میکند وخودتان تولید را میخوابانید ودرآخرین جلسه هیئت مدیره تصمیم میگیرید که قیمت محصول خود را کیلویی 100تومان افزایش دهید. و درست در زمانیکه خریدار تقاضای خرید تولیدات شما را دارد شما به درخواست دلالان بازار که همه دست نشانده خودتان است 15 درصد قیمت را افزایش داده اید.
این احتکارها ودپوها درست زمانی شکل میگیرد که بحث اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها به شکل عملی صورت میگیرد وبه بهانه تصور افزایش قیمت ها و فروش آن به نرخ بالا تر میرسد.

امروز یکی از وظایف مهم نظارت کمیته حمایت از مصرف کننده وتولیدکننده این است که اگر موجودی کالایی در بازار کاهش یابد بلا فاصله اقلام مورد نیاز در عرصه وسیع عرضه گردد واین کمیته نظارت و بازرسی با نظارتی مستمر با این معضلات ومفاصد اقتصادی برخورد نماید.

عده ای به شکل وشمایل مدیر واحدهای تولیدی پشت کارگر مظلوم پنهان میشوندوبا نقشه پشت میز چهار گوشی که خود طراحی نموده اند با همان دو الی سه نفری که هم خط وتئورسین محسوب میگردنند تصمیم میگیرند فروش محصولات کارخانه را بین خود در غالب یک شرکت به بازار عرضه نمایندواعلام میدارند از یک کیلو تا هزاران تن فقط باید از خروجی این شرکت برای فروش عبور کند وحتی یک کیلو نباید در محل کارخانه بفروش برسد زیرا فروش این کارخانه به این شرکت واگذار گردیده است.
از سوی دیگر با یک قیمت از پیش تعیین شده محصولات شرکت را به دلالها که زیر مجموعه خود هستند واگذار میکنند واز سوی دیگر تولید آن نوع محصولی که دست دلالها میباشد متوقف میکنند تا دلالها به هر صورتی که میخواهند در بازار تاخت وتاز نمایندومصرف کننده را به رقص درآورند،واگر هم در این مابین مشتری پیدا شد و اصرار کرد که تمایل دارد از کارخانه خریداری نمایدبه او اعلام میدارید که تا سه ماه آینده تولید ندارید وخط تولید خود را عوض کرده ایدتا محصول دیگر برای دلالان تولید کنید .

جای تعجب است با این تفکرات اقتصادی که شما دارید ویک کیلو از محصولات روی دست شرکت نمی ماند و عملا بازار را در دست گرفته اید کسی پیدا نمیشود وبگوید این دلالها از کجا پیدایشان میشود ونقش این شرکت صوری ودلالهای وابسته به آن چیست.

/ 0 نظر / 8 بازدید