شب یلدا وسفره خالی کارگران

کارگرانی که در این شب هیچ سهمی از این سنت‌ها ندارند وهمه را فراموش کرده‌اند ودیگران هم آنان را فراموش کرده‌اند وآروز دارند که این شب طولانی بسر رسد وسفره خالی آنان  جمع ،که منجر به شرمندگی آنان نزد زن وبچه‌هایشان بیشتر وبیشتر نگردد.

در این شب کم نیستند کارگرانی که ماه‌ها حقوق نگرفته‌اند وشب‌ها دست خالی به خانه رفته‌اند، کم نیستند کارگرانی که شاید ماههاست طعم مرغ وگوشت را فراموش کرده‌اند ودر خرج کیف وکفش وقلم خودکار فرزندان خود مانده‌اند وفرزندانشان ترک تحصیل کرده‌اند.

شب یلدا در مازندران فرارسیده است وکارگران نساجی مازندران که همه از دردوغم آنان مطلع هستند وبه آنان حق می‌دهند حتی بعد از سفر ریاست محترم جمهور که انتظار می‌رفت حد اقل دو ماه از مطالبات آنان در این زمستان سرد وتیره پرداخت گردد که نگردید، برایشان این شب شبی عذاب آور وتلخ است.

این شب فرا رسیده است ودراین ایام تعدادی ازکارگران شهرداری قائمشهر دسته جمعی وگزینشی اخراج می‌گردند وآب از آب تکان نمی‌خورد، شب یلدا فرارسیده است وکارگران کارخانه کشت وصنعت نگران ومضطرب که خدایا نکند سرنوشت ما به سرنوشت دگر کارگران گره بخورد، شب یلدا فرا رسیده است و هزاران کارگر نساجی چوخا،زغال سنگ البرز مرکزی،فیبر بابلسر،فرش البرز،حریرقائمشهر،جین مد آمل،افشره تنکابن،فرش مازندران،شمالیت،چل الکتریک،ریسندگی چل،شهید رجایی،گونی بافی،چیت سازی بهشهر،و.......

خدایا این شب تیره وتار چرا نمی‌گذرد؟

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی ومارستگار

/ 1 نظر / 9 بازدید
دوست

یاد دارم در غروبی سرد سرد، میگذشت از کوچه ما دوره گرد، داد می زد:گهنه قالی می خریم، دسته دوم جنس عالی می خریم، کاسه و ظروف سفالی می خریم، گر نداری کوزه خالی می خریم، اشک در چشمان بابا حلقه زد، عاقبت آهی کشید بغضش شکست، اول ماه است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست، بوی نان تازه هوشش برده بود، اتفاقاً مادرم هم روزه بود، خواهرم بی روسری بیرون دوید، گفت آقا سفره خالی می خرید از طرف فرزندان کارگر نساجی