نفس‌های صنعت درمازندران به شمارش افتاده!

در شرایط کنونی درد مشترکی که بین کارگر وکارفرما وجود دارد، درد واردات،کمبود نقدینگی،عدم اجرای مصوبات ازسوی دستگاهها ،عدم ارائه تسهیلات بانکی ومشکلات خاص آن،چک های برگشتی صاحبان فروش وسرمایه،تورم،خروج ماده 103 وعدم اجرائ آن علیرغم به تصویب رسیدن مجدد آن است.

براستی در هرجلسه ای که در استان برگزار میگردد همه مکلف به ایجاد اشتغال وقول هایی هستند که مسئولین به رده بالا یی ها در مورد اشتغال داده اند و اگراین وعده ها اتفاق نیفتد قطعا میتواند در عزل ونصب ها تاثیر گذارباشد.

در این جلسات کمتر به حفظ اشتغال پرداخته میشود و باتوجه به اینکه همه مسئولین دردها را میدانند کمتر به درمان توجه دارند مگر زمانیکه صدای کارگر در آید و صدای اعتراضی به گوش برسد.

با نگاه اجمالی در یک دهه گذشته به صنعت مازندران در میابیم که هزاران هزار کارگربیگناه که هرکدام خود را صاحب نظام و مرید رهبر میدانند چگونه خانه نشین و بیکار گردیده اند.

بدون شک قوانین سهل واردات وتعرفه پائین،بهره های کمرشکن بانکی ،ومقررات دشوارگرفتن ارائه تسهیلات بانکی به واحدهای تولیدی وصنعتی ،سومدیریت ،واگذاری به بخش خصوصی به افراد وگروه های نابلد مزید برعلت این بحران در کشور واستان است که میطلبد با نگاهی دقیق تردراستان و با برگزاری و نشست های سه جانبه این مشکلات را به حداقل رساند.

/ 0 نظر / 19 بازدید